در زمان امام صادق (ع ) گروهى پیدا شدند که سیرت رسول اکرم (ص ) را با اعراض از دنیا تفسیر مى کردند و معتقد بودند که مسلمان همیشه و در هر زمانى باید کوشش کند از نعمتهاى دنیا احتراز کند، به این مسلک و روش خود نام زهد مى دادند و خودشان در آن زمان به نام (متصوفه ) خوانده مى شدند. (سفیان ثورى ) هم یکى از آنها است ، سفیان یکى از فقها اهل تسنن به شمار مى رود و در کتب فقهى ، اقوال و آراء او زیاد نقل مى شود این شخص معاصر با امام صادق بوده و در خدمت آن حضرت رفت و آمد و سئوال و جواب مى کرده است .
در کافى مى نویسد: روزى سفیان بر آن حضرت وارد شد، دید امام جامه سفید، لطیف و زیبایى پوشیده است ، اعتراض کرد و گفت : یابن رسول الله سزاوار نیست که خود را به دنیا آلوده سازى . امام به او فرمود: ممکن است این گمان براى تو از وضع زندگى پیامبر (ص ) و صحابه پیدا شده باشد، آن اوضاع در نظر تو مجسم شده و گمان کرده اى این یک وظیفه است از طرف خداوند مثل سایر وظایف و مسلمانان باید تا قیامت آن را حفظ کنند و همانطور زندگى کنند. اما بدان که اینطور نیست ، رسول خدا در زمانى و جایى زندگى مى کرد که فقر و تنگدستى مستولى بود، عامه مردم از داشتن وسایل و لوازم اولیه زندگى محروم بودند، اگر در عصرى و زمانى وسایل و لوازم فراهم شد دیگر دلیلى براى آن طرز زندگى نیست ، بلکه سزاوارترین مردم براى استفاده از موهبتهاى الهى ، مسلمانان و صالحانند نه دیگران .