بیرون از معبد وجود

 

دخترانی نشسته اند

 

با سیمای رنگ پریده

 

واندامی مه گرفته

 

که بوسه هایشان طعم زقوم میدهد

 

واز پیکرشان بوی ...

 

*

 

در معبد وجود

 

پیشانی بر محراب می سایند

 

دخترانی که کوله بار نجابت بر دوش دارند

 

بوسه هایشان طعم آفتاب می دهد

 

واز پیکرشان بوی عطر مهتاب بر می خیزد

 

*

مرمرین پیکر آنها

 

در سپیدی دامن هایشان 

 

جلوه می کند

 

چه زیباست

 

وقتی در تقدس جان  می فشانند

 

و به ملکوت می روند.

نیکی