سـال هـا از بعثت پیامبر اکرم (ص ) گذشته بود.
هنوز افکار دوران جاهلیت و تبعیض بین فرزندان وجـود داشت .
مردى عرب , آن روزبراى انجام دادن کارى دست دو فرزندش را گرفت و شرفیاب محضررسول اکرم (ص ) شد.
هنگامى که نشسته بود, یکى از فرزندان خود رادرآغوش گرفت , به او محبت کرد و او را بوسید و به فرزند دیگرش توجهى نکرد.
پیغمبر که این صحنه تاثرانگیز را مشاهده کرد نتوانست طاقت بیاورد, پس فرمود: چرا با فرزندان خود به طور عادلانه رفتارنمى کنى ؟ آن مرد عرب جوابى جز سکوت نداشت .
سرش را پایین انداخت وعرق شرم بر پیشانى اش نشست .
او در آن روز دریـافت که کارش اشتباه بوده است و فهمید که درنگاه کردن نیز نباید بین فرزندان فرقى گذاشت .